
گزارش جلسه پایانی فصل پاییز
کتابهای :
پس باد همه چیز را باخود نخواهد برد از ریچارد براتیگان
جهان اسطوره شناسی ترجمه جلال ستاری
دهان کاملا باز از مرضیه گلابگیر اصفهانی
کتاب " آذر " و "تمام زمستان مرا گرم کن " ازعلی خدایی
نگران نباش از مهسا محب علی
در ابتدای جلسه توسط اعضای کانون معرفی شدند، تا جلسه نقد وبررسی داستان کوتاه " خانواده " اثر جویس کرول اوتس آغاز شود.
داستان کوتاه خانواده با تصویر رنگین کمانی آغاز میشود ، همه چیز آرام است وخانواده راوی زندگی معمولی دارد ولی این قطعیت وجود ندارد وخانواده دچار گسست میشود.راوی دختر بچه خانواده است که بدون دخالت نویسنده روایت میکند.ما در بهت راوی ، افکار راوی و تمام زندگی خانواده او شریک میشویم وپا به پای او درین گسست خانوادگی پا میگذاریم چرا که خانم اوتس لگام داستان را در اختیار راوی داده و هیچ جا قضاوتی صورت نداده .قصه خانواده است ، خانواده ای که پا به پای رشد صنعتی محیط رو به انحطاط روابط و موقتی شدن آنها میگذارد ، ارزشها از بین میرود وزندگی سخت میشود.داستان در نشان دادن اینکه مسبب بدبختی های خانواده فرزند حرامزاده ی یکی از دخترهای خانواده است بسیار موفق عمل کرده ، البته اینکه این اندیشه نویسنده به چه سمت فکری متمایل است بر ما پوشیده میماند به خاطر دوری از نویسنده وداشتن اطلاعات کم از وی.
در پایان داستان بچه کشته میشود و آرامش به خانواده برمیگردد ، اما تصویری داریم از دختر های دیگر خانواده و بچه های نا مشروع آنها : میتوان گفت خانواده ی داستان اوتس احتیاج به یک قربانی داشت و بعد کشته شدن او با وجود اینکه رفتار افراد خانواده تغییری نکرد اما خودشان را انگار تسلی بدهند که همه چیز تمام شد.داستان با تصویر رنگین کمان تمام میشود.اما همچنان خانواده دچار گسست است.
در پایان برنامه ی سه ماه پایانی سال در اختیار اعضا قرار گرفت.
روز شنبه 13 آذر ماه جلسه با موضوع بررسی و نقد داستان کوتاه" ماهی در باد " اثر حسین آتش پرور آغاز شد.
کتابهایی که پیش از آن معرفی شدند عبارتند از :
ای نامه! از احمداخوت (نشر جهان کتاب)
اسطوره های موازی ترجمه ی عباس مخبر
کتاب آدمهای غایب از تقی مدرسی
بانو در آیینه ویرجینیا وولف
خانم کاظمی در ابتدا به معرفی آقای حسین آتش پرور وآثارشان پرداختند. سپس اعضا به بیان دیدگاهشان نسبت به داستان پرداختند . بعد از شنیدن دیدگاه اعضا ، خانم کاظمی خلاصه ای از سه نقد درباره داستان را به توجه اعضا رساندند و جلسه به پایان رسید.
"ماهی در باد" اثر ارزشمند حسین آتش پرور است که وی در این داستان به استفاده از اساطیری همچون : زن ، آناهیتا ، آفرینش و... و نمادهای بسیاری مبادرت ورزیده اند ، قصه ی حسینا نامی است که هرروز قافله ای از نهصد ونود ونه شتر را حرکت میدهد به سمت قلعه دختر ،جایی که معشوقه اش ناهید آنجاست.ناهید مجسمه ایست سنگی و حسینا میخواهد که با قربانی کردن شتر و نواختن دوسازه جایی در دل ناهید بازکند و از او بخواهد که گریه کند تا طبیعت زنده شود. قصه ی ناکامی حسینا در این همت بلندش برای نجات طبیعت کویروماهیانی که به جای آب در باد اند.
داستان سراسر ارجاعات فرا متنی است که اکثر اعضا معتقد بودند این خصیصه ی داستان برای خواننده در برقراری ارتباط مشکل بوجود می آورد هرچند خواننده آشنا به اسطوره ارتباط بهتری برقرار خواهد کرد . داستان زیبا، دارای کشش ، زبانی قدرتمند و تصاویری نو است.
روز شنبه سی ام آبان ماه اعضای کانون ساعت 5 عصر گرد هم آمدند تا جلسه ی هفتگی دیگری را به بررسی ادبیات داستانی به پردازند.
جلسه این هفته به بهانه ی خوانش دو داستان کوتاه از اعضاء کانون برگزار شد.در ابتدا کتابهایی توسط اعضا معرفی شد که از بین آنها میتوان اشاره کرد به :
استعاره هایی که با آنها زندگی میکنیم از جرج لیکوف و مارک جانسون ("Metaphors We Live By" by George Lakoff and Mark Johnson )
گاواربان از محمود دولت آبادی
شانزدهم هپ ورث از جی دی سلینجر
شب مادر از ونه گات
پس ازآن، آقای علی مدرک داستان کوتاه " در پارک " را خواندند وسپس اعضا کانون درباره ی آن صحبت کردند.در پارک قصه نویسنده ایست که به خاطر پول مجبور به نوشتن یک داستان میشود ، داستانی که هرگز شروع نمیشود چون در آخر خواننده متوجه میشود که داستان همین داستان است که خوانده است یک جور بازگشت به اثر.
پس از آن آقای سعید آقایی دومین داستان دستور کارکانون به نام " آخرین زمانی که من به یاد دارم " را خواندند.
" آخرین زمانی که من به یاد دارم " قصه سرقت هویت یک رزمنده است که فرد سارق هویت با استفاده از آن سعی در عشق ورزیدن میکند که سرانجام همه چیز را در نامه ای اعتراف میکند.این داستان با پیرنگ روایت نامه نوشته شده است.
خانم گلابگیر در این جلسه تاکید کردند، دوستانی که تا این روز برای تکمیل پرونده و مصاحبه به خانه ادبیات مراجعه نکرده اند در خلال هفته این کار را انجام دهند چون شنبه آینده فقط اعضایی که کارت عضویت همراه داشته باشند مجاز به شرکت در جلسه هستند.
جلسه راس ساعت 7 تمام شد.
شصتمین نشست تخصصی عصری با داستان چهارشنبه 27 آبان ماه ساعت 5:30 عصر در سالن سعدی برگزار شد.
این برنامه با داستان خوانی خانم کاظمی آغاز شد، دوستان دیگری که در این برنامه به ارائه آثارشان پرداختند، آقای سعید آقایی، خانم رضوان نیلی پور، آقای محمدی،آقای هادی شفیعی، خانم زهرا میرباقری و آقای محمد رضا پروین بودند. در خلال این برنامه نماهنگ مربوط به داستان نویسان متولد آبان ماه پخش شد و مختصری از زندگی و آثار ایشان برای حاضرین نمایش داده شد. این برنامه ساعت 7:30 عصر به پایان رسید.
از برنامه های جانبی این نشست، میز کتابی بود که در آن کتاب های مرتبط با برنامه برای خرید حاضرین بر روی آن موجود بود.
لازم به ذکر است، دوستانی که مایل هستند آثارشان در برنامه عصری با داستان آذر ماه خوانده شود، لطفاً تا پایان وقت اداری روز 20 آذر ماه اثرشان را به آدرس اینترنتی kanoonedastan@yahoo.com ارسال کنند.
جلسه کانون آفرینش داستان اصفهان روز شنبه 23 آبان، اختصاص داشت به شرمن آلکسی ونقد داستان " تو گرو بگذار من پس میگیرم" از این نویسنده ی سرخپوست.
در ابتدا به رسم همیشه کتابهایی توسط اعضا معرفی شدند از جمله:
کتاب" لذت متن " از رولان بارت
مرگ در میزند از وودی آلن
شوالیه های ناموجود از ایتالو کالوینو
نیمه تاریک ماه از هوشنگ گلشیری
و اما شرمن آلکسی وداستانش...
جلسه را یکی از اعضا با بیان تاریخی از آمریکا وسرخپوستها آغاز کرد ودر مورد تاریخ ادبیات آمریکا صحبت شد. در مورد داستان همه ی اعضای کانون به بیان دیدگاه پرداختند که برآمد کلی آن اینست که " تو گرو بگذار من پس میگیرم " داستان خوبی است با تمام عناصری که برای داستان کوتاه خوب میشناسیم، راوی داستان سرخپوستی است که بینهایت لاقید و خوش گذران است و سرتاسر داستان ما را با بی خیالی هایش عصبانی میکند اما شکی نیست که راوی داستان آلکسی آیینه ای روبروی ما گرفته است تا ببینیم چقدر به او شبیه ایم که حتی مصمم ترینمان هم شباهت هایی با او داریم، راوی در ابتدای داستان هدفی برمیگزیند (بدست آوردن هزار دلار) وخود را مصمم برای رسیدن به آن میداند اما در موجه با موقعیت های گوناگون عکس این هدفمندی را نشان میدهد (پول هایی که جمع میکند همه را به باد میدهد) ببینید چقدر شباهت هست؟!
باتوجه به آثار داستان نویسان آمریکایی از جمله براتیگان، همینگوی، کارور و شرمن آلکسی می توان پی برد نویسندگان آمریکا همگی تلاش کرده اند که با خلاقیت بنویسند جوری که کارهایشان چیزی به ادبیات شان بیافزاید آنها در ساختار شکنی ونوآوری بی نظیرند.
در نهایت جلسه در ساعت 7 به پایان رسید.
روز شنبه 16 آبان 88 جلسه ی کانون آفرینش داستان اصفهان سر ساعت برگزار شد. موضوع این جلسه بررسی کاربرد اسطوره در داستانهای بوف کور وسه قطره خون بود که سرکار خانم بهرامی تحقیق خود را دراین رابطه به اعضاء ارائه کردند. به راستی صادق هدایت با به جا گذاشتن این آثار ماندگار حرفهای زیادی هم پیرامون اینها شاید ناخواسته گذاشت ورفت.
تحقیقی که خانم بهرامی آماده کرده بودند ، برآمدی بود از مطالعه چند نقد نماد گرا بر بوف کور،از جمله کار دکتر شمیسا در کتاب داستان یک روح.
خانم بهرامی با آغاز جلسه وبعد از معرفی کتاب اعضاء کانون کنفرانس شان را ارائه کردند.در این تحقیق خانم بهرامی اکثر نمادهای موجود در بوف کور را بررسی ومعنا شناسی کرده بودند وبه این پرداخته بودند که این نمادها از کدام اسطوره ها آمده اند و توسط هدایت استفاده شده اند.از جمله میتوان به زن اثیری ، لکاته ، پیرمرد خنزر پنزری (شخصیت های اسطوره ای اثر) و کوزه ، نیلوفر کبود ، گزلیک و... سایر مولفه های دارای اسطوره اشاره کرد.
خانم بهرامی در ادامه به بررسی تک تک شخصیت ها پرداختند ایشان عنوان کردند که در سرتاسر داستان به خصوص قسمت دوم آن اسطوره آدم وحوا به چشم میخورد همچنین اسطوره های آنیما (زن درون مردها)و آنیموس(مرد درون زن ها) نیز به کرات آورده شده اند.
پس از اتمام ارائه ی تحقیق بعضی از اعضاء ایراداتی به تحقیق داشتند از جمله پراکندگی متن و بعضی ایرادات ریز به نوع پرداخت به مسائل که در مجموع میتوان گفت این خود بوف کور است که به واسطه پیچیدگی اش تمام مطالب پیرامون ودرباره ی خود را تحت تاثیر قرار میدهد همچنین که یکی از اعضاء اشاره به کار دکتر شمیسا کرد که آن هم در نوع خود سراسر پیچیدگی است ودر نهایت برای خواننده سردر گمی ایجاد میکند .
جلسه در نهایت ساعت 7 و بیست دقیقه شب به پایان رسید با احساس این که خیلی حرفها به خاطر کمبود وقت گفته نشد.
در جلسه روز شنبه 9 آبان 1388، کانون آفرینش داستان اصفهان که که ساعت پنج آغاز شد در ابتدا بعضی از اعضا به معرفی کتاب پرداختند ؛ از بین کتاب های معرفی شده می توان به موارد زیر اشاره کرد :
خون آبی بر زمین نمناک – حسن محمودی-
روئیای بابل- ریچارد براتیگان-
این همه دیر – محمد علی مسعودی-
نوزده داستان کوتاه (نویسندگان بزرگ) ترجمه فرهاد منشوری
این یک چپق نیست – میشل فوکو
مطابق برنامه ی دوماه جاری درباره ی اسطوره واسطوره شناسی بحث شد. در ابتدا خانم طاهرکرد مقاله ای درباره اسطوره در داستانهای معاصر ارائه دادند،دراین مقاله روش های استفاده از اسطوره در داستان به طور اجمالی بیان شد وهمچنین مجوعه ای از نویسندگان داخلی وخارجی معاصر که به اسطوره پرداخته اند، به همراه اثری که رویکرد اسطوره ای دارد، معرفی شد و به اینکه هرکدام از نویسندگان معاصر با کدامیک از روشهای روایی-کاربرد اسطوره- داستان نوشته اند پرداخته شده بود.
در قسمت دوم جلسه آقای سینایی فر به ارائه تحقیق درباره کاربرد اسطوره در داستان "ملکوت" –بهرام صادقی- پرداخت.به گفته ایشان ملکوت به دلیل عدم گستردگی به داستان بلند نزدیکتر است تا رمان.همچنین بیشتر از اینکه به اسطوره پرداخته باشد یک داستان نماد گرا وپر از نشانه با ما به ازای بیرونی است.
در ادامه ایشان سوال "چرا ملکوت نوشته شد؟" را مطرح کردند وبه بیان خصوصیات شخصیت ها واینکه شخصیت ها هرکدام نماینده چه قشری میتوانند باشند، پرداختند. ملکوت یک داستان با لایه های اهورایی واهریمنی و سراسر تضاد بین روشنایی وتاریکی است. ملکوت نوشته شد تا فضای سیاه زمان خویش را روایت کند.
در انتهای جلسه اعلام شد، آخرین فرصت برای ارائه آثار داستانی جهت درج در کتاب خانه ادبیات آخر هفته جاری خواهد بود.
این جلسه که با حضور حدود بیست نفر از اعضا تشکیل شده بود، ساعت 7 شب به پایان رسید.
دو داستان ، دو نقد ، یک جلسه !
شنبه دوم آبان ماه در جلسه کانون آفرینش داستان اصفهان برای نقد وبررسی دو داستان ، از اعضای کانون پرداخته شد.داستان بدون نامی از هادی شفیعی و داستان " آن مرد داس دارد " از ناهید پور زرین.هر دو داستان به همین ترتیب توسط نویسندگانشان ابتدا قرائت شد و سپس مورد نقد قرار گرفت.
جلسه نقد داستان ها آنقدر پر گفت و گو برگزار شد که با کمبود وقت مواجه شدیم.
آن مرد داس دارد، قصه ی دخترکی است مرزنشین که عاشق مردی در آنسوی مرز شده است.
داستان بدون نام قرائت شده در جلسه را میتوانید در پیوند زیربا نام " بازی بازی " بخوانید.
http://peyrang.mihanblog.com/post/category/3
پنجاه و نهمین نشست تخصصی عصری با داستان، عصر روز چهار شنبه 29 مهر ماه در سالن سعدی برگزار شد.
در این برنامه که ساعت پنج و سی دقیقه عصر شروع شد، در ابتدا خانم اشرف کاظمی به داستان خوانی پرداختند و پس از آن، آقای شجاعی مقاله ای تحت عنوان گراهام گرین و بررسی آثارش را برای حاضرین جلسه خواندند.
در ادامه برنامه آقای هادی شفیعی داستان روزی که منجی آمد را برای حاضرین جلسه قرائت کردند.
در این برنامه مطابق معمول هر ماه با یک کلیپ داستان نویسان متولد ماه جاری به اعضای حاضر معرفی شدند و در انتهای برنامه خانم کاظمی کتاب مثل سایه مثل آب نوشته محمد کلباسی را به حاضرین معرفی کردند.
حوزه هنری استان اصفهان
ادبستان
انجمن شاعران ایران
انجمن نویسندگان ملایر
انجمن ادبی کوثر
انجمن فرهنگی ادبی کاشان
انجمن مثنوي پژوهان جوان
ایرانیکا
آوای آزاد
آی آی کتاب
بانک اطلاعات نشریات کشور
پنجره
جامعه شناسي ادبيات
جریان ( پایگاه ادبیات خبری گیلان )
جن و پری
خانه شاعران جهان
خانه هنرمندان ایران
خانه ی فرهنگ گیلان
خرید اینترنتی کتاب
خزه
در وادی ادبیات
سایت اختصاصی ناشران ایران
سخن
شورای گسترش زبان فارسی
شهر کتاب
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
قفسه( کتابخانه مجازی فارسی)
کانون آفرینش شعر
کانون ادبیات ایران
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
کتابخانه ملی جمهوری اسلامی
کتابفروشی ایران
کتابفروشی اینترنتی پدرام
کتاب نیوز
کتب منتشر شده
کلاغ
مجله اینترنتی قابیل
یکی بود یکی نبود ( کارگاه داستان نویسی و نقد داستان
American Writers II
BARNES & NOBEL
Books and Writers Community
Childrenswriter
Institute of Childrens Litrature
Iran Chamber Society
MAGE PUBLISHERS
Poets & Writers, Inc
Sherwoodanderson
The New School
UNESCO
Writers Book Store
Writers Net