تبليغاتX
کانون آفرینش داستان
جمعه بیست و نهم آبان 1388
شصتمین نشست تخصصی عصری با داستان

شصتمین نشست تخصصی عصری با داستان چهارشنبه 27 آبان ماه ساعت 5:30 عصر در سالن سعدی برگزار شد.

این برنامه با داستان خوانی خانم کاظمی آغاز شد، دوستان دیگری که در این برنامه به ارائه آثارشان پرداختند، آقای سعید آقایی، خانم رضوان نیلی پور، آقای محمدی،آقای هادی شفیعی، خانم زهرا میرباقری و آقای محمد رضا پروین بودند. در خلال این برنامه نماهنگ مربوط به داستان نویسان متولد آبان ماه پخش شد و مختصری از زندگی و آثار ایشان برای حاضرین نمایش داده شد. این برنامه ساعت 7:30 عصر به پایان رسید.

از برنامه های جانبی این نشست، میز کتابی بود که در آن کتاب های مرتبط با برنامه برای خرید حاضرین بر روی آن موجود بود.

 لازم به ذکر است، دوستانی که مایل هستند آثارشان در برنامه عصری با داستان آذر ماه خوانده شود، لطفاً تا پایان وقت اداری روز 20 آذر ماه اثرشان را به آدرس اینترنتی kanoonedastan@yahoo.com ارسال کنند.

 

+ نوشته شده در 22:59 توسط کانون آفرینش داستان .
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388
گزارش جلسات هفتگی

جلسه کانون آفرینش داستان اصفهان روز شنبه 23 آبان، اختصاص داشت به شرمن آلکسی ونقد داستان " تو گرو بگذار من پس میگیرم" از این نویسنده ی سرخپوست.

در ابتدا به رسم همیشه  کتابهایی توسط اعضا معرفی شدند از جمله:

 

کتاب" لذت متن " از رولان بارت

مرگ در میزند از وودی آلن

شوالیه های ناموجود از ایتالو کالوینو

نیمه تاریک ماه از هوشنگ گلشیری

و اما شرمن آلکسی وداستانش...

 

جلسه را یکی از اعضا با بیان تاریخی از آمریکا وسرخپوستها آغاز کرد ودر مورد تاریخ ادبیات آمریکا صحبت شد. در مورد داستان همه ی اعضای کانون به بیان دیدگاه پرداختند که  برآمد کلی آن اینست که " تو گرو بگذار من پس میگیرم " داستان خوبی است با تمام عناصری که برای داستان کوتاه خوب میشناسیم، راوی داستان سرخپوستی است که بینهایت لاقید و خوش گذران است و سرتاسر داستان ما را با بی خیالی هایش عصبانی میکند اما شکی نیست که راوی داستان آلکسی آیینه ای روبروی ما گرفته است تا ببینیم چقدر به او شبیه ایم که حتی مصمم ترینمان هم شباهت هایی با او داریم، راوی در ابتدای داستان هدفی برمیگزیند (بدست آوردن هزار دلار) وخود را مصمم برای رسیدن به آن میداند اما در موجه با موقعیت های گوناگون عکس این هدفمندی را نشان میدهد (پول هایی که جمع میکند همه را به باد میدهد) ببینید چقدر شباهت هست؟!

باتوجه به آثار داستان نویسان آمریکایی از جمله براتیگان، همینگوی، کارور و شرمن آلکسی می توان پی برد نویسندگان آمریکا همگی تلاش کرده اند که با خلاقیت بنویسند جوری که کارهایشان چیزی به ادبیات شان بیافزاید آنها در ساختار شکنی ونوآوری بی نظیرند.

در نهایت جلسه در ساعت 7 به پایان رسید.

+ نوشته شده در 17:37 توسط کانون آفرینش داستان .
یکشنبه هفدهم آبان 1388
گزارش جلسات هفتگی

روز شنبه 16 آبان 88 جلسه ی کانون آفرینش داستان اصفهان سر ساعت برگزار شد. موضوع این جلسه بررسی کاربرد اسطوره در داستانهای بوف کور وسه قطره خون بود که سرکار خانم بهرامی تحقیق خود را دراین رابطه به اعضاء ارائه کردند. به راستی صادق هدایت با به جا گذاشتن این آثار ماندگار حرفهای زیادی هم پیرامون اینها شاید ناخواسته گذاشت ورفت.

تحقیقی که خانم بهرامی آماده کرده بودند ، برآمدی بود از مطالعه چند نقد نماد گرا بر بوف کور،از جمله کار دکتر شمیسا در کتاب داستان یک روح.

خانم بهرامی با آغاز جلسه وبعد از معرفی کتاب اعضاء کانون کنفرانس شان را ارائه کردند.در این تحقیق خانم بهرامی اکثر نمادهای موجود در بوف کور را بررسی ومعنا شناسی کرده بودند وبه این پرداخته بودند که این نمادها از کدام اسطوره ها آمده اند و توسط هدایت استفاده شده اند.از جمله میتوان به زن اثیری ، لکاته ، پیرمرد خنزر پنزری (شخصیت های اسطوره ای اثر) و کوزه ، نیلوفر کبود ، گزلیک و... سایر مولفه های دارای اسطوره اشاره کرد.

خانم بهرامی در ادامه به بررسی تک تک شخصیت ها پرداختند ایشان عنوان کردند که در سرتاسر داستان به خصوص قسمت دوم آن اسطوره آدم وحوا به چشم میخورد همچنین اسطوره های آنیما (زن درون مردها)و آنیموس(مرد درون زن ها) نیز به کرات آورده شده اند.

پس از اتمام ارائه ی تحقیق بعضی از اعضاء ایراداتی به تحقیق داشتند از جمله پراکندگی متن و بعضی ایرادات ریز به نوع پرداخت به مسائل که در مجموع میتوان گفت این خود بوف کور است که به واسطه پیچیدگی اش تمام مطالب پیرامون ودرباره ی خود را تحت تاثیر قرار میدهد همچنین که یکی از اعضاء اشاره به کار دکتر شمیسا کرد که آن هم در نوع خود سراسر پیچیدگی است ودر نهایت برای خواننده سردر گمی ایجاد میکند .

جلسه در نهایت ساعت 7 و بیست دقیقه شب به پایان رسید با احساس این که خیلی حرفها به خاطر کمبود وقت گفته نشد.

 

+ نوشته شده در 20:30 توسط کانون آفرینش داستان .
یکشنبه هفدهم آبان 1388
گزارش جلسات هفتگی

در جلسه  روز شنبه 9 آبان 1388، کانون آفرینش داستان اصفهان که که ساعت پنج آغاز شد در ابتدا بعضی از اعضا به معرفی کتاب پرداختند ؛ از بین کتاب های معرفی شده می توان به موارد زیر اشاره کرد :

خون آبی بر زمین نمناک  – حسن محمودی-

روئیای بابل- ریچارد براتیگان-

این همه دیر – محمد علی مسعودی-

نوزده داستان کوتاه (نویسندگان بزرگ) ترجمه فرهاد منشوری

این یک چپق نیست – میشل فوکو

 مطابق برنامه ی دوماه جاری درباره ی اسطوره واسطوره شناسی بحث شد. در ابتدا خانم طاهرکرد مقاله ای درباره اسطوره در داستانهای معاصر ارائه دادند،دراین مقاله روش های استفاده از اسطوره در داستان به طور اجمالی بیان شد وهمچنین مجوعه ای از نویسندگان داخلی وخارجی معاصر که به اسطوره پرداخته اند، به همراه اثری که رویکرد اسطوره ای دارد، معرفی شد و به اینکه هرکدام از نویسندگان معاصر با کدامیک از روشهای روایی-کاربرد اسطوره- داستان نوشته اند پرداخته شده بود.

در قسمت دوم جلسه آقای سینایی فر به ارائه تحقیق درباره کاربرد اسطوره در داستان "ملکوت" –بهرام صادقی- پرداخت.به گفته ایشان ملکوت به دلیل عدم گستردگی به داستان بلند  نزدیکتر است تا رمان.همچنین بیشتر از اینکه به اسطوره پرداخته باشد یک داستان نماد گرا وپر از نشانه با ما به ازای بیرونی است.

در ادامه ایشان سوال "چرا ملکوت نوشته شد؟" را مطرح کردند وبه بیان خصوصیات شخصیت ها واینکه شخصیت ها هرکدام نماینده چه قشری میتوانند باشند، پرداختند. ملکوت یک داستان با لایه های اهورایی واهریمنی و سراسر تضاد بین روشنایی وتاریکی است. ملکوت نوشته شد تا فضای سیاه زمان خویش را روایت کند.

در انتهای جلسه اعلام شد، آخرین فرصت برای ارائه آثار داستانی جهت درج در کتاب خانه ادبیات آخر هفته جاری خواهد بود.

این جلسه که با حضور حدود بیست نفر از اعضا تشکیل شده بود، ساعت 7 شب به پایان رسید.

+ نوشته شده در 20:25 توسط کانون آفرینش داستان .
شنبه نهم آبان 1388
گزارش جلسات هفتگی

دو داستان ، دو نقد ، یک جلسه !

شنبه دوم آبان ماه در جلسه کانون آفرینش داستان اصفهان برای نقد وبررسی دو داستان ، از اعضای کانون پرداخته شد.داستان بدون نامی از هادی شفیعی و داستان " آن مرد داس دارد " از ناهید پور زرین.هر دو داستان به همین ترتیب توسط نویسندگانشان ابتدا قرائت شد و سپس مورد نقد قرار گرفت.

جلسه نقد داستان ها آنقدر پر گفت و گو برگزار شد که با کمبود وقت مواجه شدیم.

آن مرد داس دارد، قصه ی دخترکی است مرزنشین که عاشق مردی در آنسوی مرز شده است.

داستان بدون نام قرائت شده در جلسه را میتوانید در پیوند زیربا نام " بازی بازی " بخوانید.

http://peyrang.mihanblog.com/post/category/3

 

+ نوشته شده در 12:52 توسط کانون آفرینش داستان .
جمعه یکم آبان 1388
پنجاه و نهمین برنامه تخصصی عصری با داستان

پنجاه و نهمین نشست تخصصی عصری با داستان، عصر روز چهار شنبه 29 مهر ماه در سالن سعدی برگزار شد.

در این برنامه که ساعت پنج و سی دقیقه عصر شروع شد، در ابتدا خانم اشرف کاظمی به داستان خوانی پرداختند و پس از آن، آقای شجاعی مقاله ای تحت عنوان گراهام گرین و بررسی آثارش را برای حاضرین جلسه خواندند.

در ادامه برنامه آقای هادی شفیعی داستان روزی که منجی آمد را برای حاضرین جلسه قرائت کردند.

در این برنامه مطابق معمول هر ماه با یک کلیپ داستان نویسان متولد ماه جاری به اعضای حاضر معرفی شدند و در انتهای برنامه خانم کاظمی کتاب مثل سایه مثل آب نوشته محمد کلباسی را به حاضرین معرفی کردند.

+ نوشته شده در 12:34 توسط کانون آفرینش داستان .
جمعه یکم آبان 1388
گزارش جلسات هفتگی

یک سرخپوست در آستارا : واقعیتی که دروغ بود، دروغی که واقعیت داشت .

روز شنبه 25 مهر 1388 در جلسه ای دیگر از کانون آفرینش داستان اصفهان ، داستان یک سرخپوست در آستارا اثر ماندگار بیژن نجدی شاعر وداستان نویس معاصر کشورمان مورد نقد وبررسی قرار گرفت.در ابتدای جلسه پس از معرفی کتاب، داستان توسط یکی از اعضا خوانده شد وسپس به نوبت درباره داستان صحبت شد.با توجه به داستان که قصه آمدن یک سرخپوست به آستاراست ، بیژن نجدی بسیار استادانه با خلق فضای غیر واقعی به بیان واقعیات می پردازد و از غیر واقعی بودن حظور یک سرخپوست در آستارا استفاده ی استادانه ای میکند طوری که حتی خواننده داستان سرخپوست را هم درون قصه نجدی میشنود وبا کمی تامل به شباهت قصه او با خویش پی میبرد.پس از اتمام جلسه ی نقد برنامه ی دو ماه آینده کانون در اختیار اعضا قرار گرفت.

+ نوشته شده در 12:22 توسط کانون آفرینش داستان .
جمعه یکم آبان 1388
برنامه آبان و آذر کانون آفرینش داستان

تاریخ

موضوع

2 آبان 1388

داستان خوانی اعضا

آن مرد داس دارد ( ناهید پور زرین)

داستان بدون نامی از هادی شفیعی

 

داستان های اسطوره ای معاصر ( طاهر کرد)

9 آبان 1388

نقد و بررسی داستان ملکوت از بهرام صادقی

استفاده از اسطوره در داستان ملکوت ( سینایی فرد)

16 آبان 1388

نقد و بررسی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت

استفاده نماد و اسطوره در این دو داستان

( بهرامی)

23 آبان 1388

نقد و بررسی داستان دیگران

تو گرو بگذار من پس می گیرم ( از مجموعه خوبی خدا ، شرمن الکسی)

30 آبان 1388

داستان خوانی اعضا

علی مدرک

سعید آقایی

14 آذر 1388

نقد و بررسی ماهی در باد نوشته حسین آتش پرور

معرفی نویسنده ( توسط کاظمی)

21 آذر 1388

نقد و بررسی یلیکا و تنهایی – تقی مدرسی

استفاده از اساطیر و نثر خاص رمان ( گلابگیر)

28 آذر 1388

نقد داستان دیگران

خانواده از مجموعه وقتشه با هم زندگی کنیم جویس کارول اوتس

 

+ نوشته شده در 12:20 توسط کانون آفرینش داستان .